عبد الجليل قزوينى رازى
257
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
مصطفى - صلى اللّه عليه و آله - بر زن زيد حارثه فتنه شده بمذهب همهء مسلمانان درجهء عمر بزرگتر نيست از درجهء داود و مصطفى عليهما السّلام ، اگر خواجه ناصبى شايد كه در حقّ ابنيا روا دارد على زعمه « 1 » شيعيان نيز در حقّ عمر روا دارند ، و اگر « 2 » خواجه را سخت آيد بايد كه دست از آن بدارد كه عمر اگرچه رفيعقدر است بدرجهء انبيا بارى نيست چنان كه در فصل اوّل بيان كرده شد ، و اللّه المعين . آنگه گفته است : « و ابن بابويه القمّى الرّافضىّ در كتاب آورده است كه « چون بو بكر از دنيا برفت وامخواهان « 3 » او پيش پسرش محمّد ابو بكر آمدند و تقاضا كردند و او در حجر على بود كه مادرش أسماء بنت عميس زن على بود ، على او را گفت : محراب پدرت بازشكاف ، و بتى زرّين برگير و با وام پدرت ده » . امّا جواب اين دعاوى و بهتان آنست كه : اين معنى در هيچ كتابى نيست از كتب شيعهء اصوليّه ، و گر هست اشاره بايد كردن و بازنمودن ، و در آخر اين كتاب اين مصنّف آورده است كه از ابو بكر و از هريك از صحابه بسيارى تركه بازماند و آن را شرحها داده است پس بايست كه محمّد بو بكر از آن تركه ردّ دين پدرش بكردى تا بدان بت مدفون حاجت نيفتادى . و ديگر آنكه على غيب نداند چه دانست كه بتى جايى پنهان است و گر بوده باشد بر سبيل گنج و ذخيره باشد نه از جهت عبادت و سجده ، و پيغمبر مگر خبر داده باشد على را و اللّه أعلم . و مذهب شيعت در حقّ صحابه كفر و شرك نيست آنست كه با وجود امير المؤمنين على عليه السّلام بو بكر را و غير بو بكر را استحقاق امامت نيست بفقد شرايط موجبه ؛ امّا بر ايشان مانند اين حوالت روا نباشد ، و اين معنى نقصان مرتبهء مصطفى باشد صلّى اللّه عليه و آله كه با نزول وحى و قرآن و جبرئيل رسول را آشكارا بنكند كه بتى در سجدهگاه است پس على عالمتر باشد از مصطفى نعوذ باللّه .
--> ( 1 ) - ع ب : « على رغمه » ( براء مهمله و غين معجمه ) ح هم ندارد . ( 2 ) - ع م ب ح : « اگر » و همچنين است امروز در غالب موارد از نظاير اين . ( 3 ) - يعنى طلبكاران او .